عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
356
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
جامه را در برابر خورشيد قرار دهى ، و خدا جرقه آتش را در بزرگى به قصر تشبيه كرده ، سپس گفته : « كانّه جمالات صفر » يعنى گويى آن جرقه مانند شتران سياه است ، پس آن جرقه را در رنگ و بزرگى به شتران تشبيه كرده است ، و عرب شتران را به منظور مبالغه در كمال خلقت و حسن صورت به قصرها تشبيه مىكند ، اخطل گفته است : [ از بحر بسيط ] 1055 كانّه برج رومىّ يشيّده * لزّ بجصّ و آجرّ و احجار « 3 » و عنتره نيز گفته است : [ از بحر كامل ] 1056 فوقفت فيها ناقتى و كانّها * فدن لا قضى حاجة المتلوّم « 4 » و همانا تشبيه درباره شرر را مضاعف گردانيده تا بيم دادن از آتشى كه شررها به اطراف پراكنده مىسازد ، مؤكّد گرداند ، و شأن آن را عظيم شمارد ، و كافران را از هيبت و سطوتش بيم دهد . و تشبيه به اين اسلوب ، و بدون حرف عطف صفت موصوف را بيشتر مؤكد مىسازد ، و بيان آن رساتر از نعت تشبيهى با حرف عطف است ، طرفة گفته است : [ از بحر طويل ] 1057 و فى الحىّ احوى ينفض المرد شادن * مظاهر سمطى لؤلؤ و زبرجد 1058 خذولا تراعى ربربا بخميلة * تناول اطراف البرير و ترتدى « 5 » و اين تعبير ، تشبيه گردن زن به آهو و تشبيه نيكويى چشمانش به گاو وحشى است . چنان كه مىگويى : « هى شمس ، هى قمر ( : او خورشيد است ، او ماه است ) » . اما تاويل « قصر » : قصر عبارت از درخت ستبر است ، و اين وجه نيز در تشبيه نيكوست . زيرا آن كلمه از نظاير « جذى » جمع « جذوة » مىباشد ، و « جذوة » چوب
--> ( 3 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان اخطل ، ص 113 ( بجاى كانه ) كانها ضبط شده است . ( 4 ) - ديوان عنتره ، ص 122 و شرح المعلقات السبع ، ص 174 ملاحظه شود . ( 5 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان طرفه ، ص 31 و شرح المعلّقات السبع ، ص 56 ( بجاى خذولا ) خذول ضبط شده است .